وقتی روی مت یوگا میایستی، فکر میکنی فقط در حال تمرین حرکات بدنی هستی. اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنی، متوجه میشوی که مت یوگا میتواند به یکی از صادقانهترین آینههای زندگی تو تبدیل شود.
شیوهای که روی مت با خودت رفتار میکنی، اغلب همان شیوهای است که در زندگی روزمره با خودت رفتار میکنی. عجله، کمالگرایی، مقایسه کردن، ترس از شکست، نیاز به کنترل یا حتی نادیده گرفتن نیازهای خود؛ همه این الگوها میتوانند هنگام تمرین یوگا آشکار شوند.
در این مقاله به بررسی رابطه میان یوگا و خودشناسی میپردازیم و میبینیم چگونه تمرین یوگا میتواند فراتر از انعطافپذیری و قدرت بدنی، به ابزاری برای شناخت عمیقتر خود تبدیل شود.
مت یوگا؛ جایی که نقابها کنار میروند
در زندگی روزمره اغلب فرصتهای زیادی برای پنهان کردن بخشهایی از خودمان داریم. اما روی مت یوگا این کار سختتر میشود.
اگر فردی عجول باشی، احتمالاً در تمرین هم عجله خواهی کرد.
اگر همیشه بخواهی همه چیز را کنترل کنی، ممکن است با بدن خودت بجنگی و به آن فشار بیاوری.
اگر عادت داشته باشی احساسات یا نیازهای خودت را نادیده بگیری، شاید درد یا خستگی بدنت را هم نادیده بگیری.
به همین دلیل است که بسیاری از آموزگاران یوگا معتقدند تمرین واقعی فقط درباره بدن نیست؛ بلکه درباره مشاهده ذهن و الگوهای درونی است.
تفاوت میان تابآوری و فشار آوردن از روی ایگو
یکی از مهمترین سوالهایی که میتوانیم هنگام تمرین از خودمان بپرسیم این است:
«من چرا هنوز در این حرکت ماندهام؟»
گاهی ماندن در یک حرکت دشوار نشانه تابآوری، حضور و آگاهی است.
اما گاهی دلیل ادامه دادن، ترس از ضعیف به نظر رسیدن، نیاز به اثبات خود یا مقایسه با دیگران است.
در ظاهر هر دو شبیه هم به نظر میرسند؛ اما کیفیت درونی آنها کاملاً متفاوت است.
تابآوری آگاهانه همراه با تنفس، حضور و مشاهده است.
اما فشار آوردن از روی ایگو معمولاً با تنش، انقباض، اضطراب و جنگیدن با خود همراه است.
شفقت به خود؛ یکی از مهمترین درسهای یوگا
بسیاری از ما تصور میکنیم رشد فقط زمانی اتفاق میافتد که دائماً به خودمان فشار بیاوریم.
اما یوگا دیدگاه متفاوتی ارائه میدهد.
شفقت به خود به معنای تنبلی یا فرار از چالش نیست. بلکه به معنای شنیدن صدای بدن و تشخیص تفاوت میان رشد و آسیب است.
گاهی رشد در ماندن است.
گاهی رشد در عقبنشینی آگاهانه است.
و گاهی رشد فقط در شنیدن این جمله نهفته است:
«الان بدن من به چیز دیگری نیاز دارد.»
سمت راحت و سمت سخت بدن چه چیزی درباره ما میگویند؟
تقریباً همه افراد در یوگا متوجه میشوند که یک سمت بدن انعطافپذیرتر یا قویتر از سمت دیگر است.
جالب اینجاست که اغلب ما سمت راحتتر را بیشتر دوست داریم و ناخودآگاه از سمت دشوارتر دوری میکنیم.
این موضوع فقط درباره بدن نیست.
در زندگی هم معمولاً بخشهایی از خودمان را که دوستداشتنیتر هستند میپذیریم و بخشهای آسیبپذیر یا ضعیفتر را پنهان میکنیم.
به همین دلیل سمت سخت بدن میتواند به معلمی ارزشمند برای خودشناسی تبدیل شود.
کلشاها؛ موانع ذهنی در فلسفه یوگا
در فلسفه یوگا مفهومی به نام «کلشا» وجود دارد که به موانع ذهنی و ریشههای رنج اشاره میکند.
برخی از کلشاهایی که بهوضوح روی مت ظاهر میشوند عبارتاند از:
راگا (دلبستگی)
وقتی فقط حرکتهایی را دوست داریم که در آنها خوب هستیم.
دوِشا (بیزاری)
وقتی از حرکتهایی که ضعفهایمان را نشان میدهند فرار میکنیم.
اسمیتا (ایگو)
وقتی ارزش خود را به عملکرد، انعطافپذیری یا تواناییهایمان گره میزنیم.
آبینیوشا (ترس)
ترس از افتادن، شکست خوردن، آسیب دیدن یا از دست دادن کنترل.
مشاهده این الگوها اولین قدم برای ایجاد تغییر است.
چگونه از مت یوگا برای خودشناسی استفاده کنیم؟
جلسه بعدی که روی مت میروی، فقط چند لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
- آیا دارم خودم را با دیگران مقایسه میکنم؟
- آیا به بدنم گوش میدهم؟
- از چه چیزی فرار میکنم؟
- به چه چیزی چسبیدهام؟
- انگیزه واقعی من از انجام این حرکت چیست؟
بعد از تمرین نیز چند دقیقه برای نوشتن تجربههایت وقت بگذار.
ثبت کردن این مشاهدهها به مرور زمان کمک میکند الگوهای تکرارشونده ذهن را واضحتر ببینی و رشد خودت را دنبال کنی.
جمعبندی
مت یوگا فقط یک سطح برای تمرین حرکات بدنی نیست.
این فضای کوچک میتواند به آینهای برای شناخت ترسها، دلبستگیها، الگوهای رفتاری و باورهای عمیق ما تبدیل شود.
هر بار که روی مت میایستیم، فرصتی داریم تا نه فقط بدن، بلکه ذهن و شیوه ارتباطمان با خودمان را مشاهده کنیم.
شاید مهمترین هدیه یوگا همین باشد؛ اینکه کمکم یاد بگیریم خودمان را واضحتر، صادقانهتر و مهربانانهتر ببینیم.
دیدگاه خود را بنویسید